ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
211
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كنار دجله نمود . على فراه مرد در كوى و برزن آتش افكند و خانههاى مردم را سوخت و ويران كرد . منجنيقها را هم به كار برد . طاهر هم مقابله به مثل كرد و منجنيق را به كار برد . طاهر بمردم اطراف بغداد تكليف اطاعت نمود اهل هر محلى كه تسليم مىشدند گرداگرد آنها خندق مىكند و آنها را از گزند مصون مىداشت . هر كه تمرد يا خوددارى مىكرد با او نبرد مىنمود و خانه او را آتش مىزد . بغداد ويران شد و رعب و بيم و هلاك بر همه غلبه كرد . حسين خليع گفت : أ تسرع الرحلة إغذاذا * عن جانبى بغداد ام ماذا اما ترى الفتنة قد الفت * الى اولى الفتنة شذاذا و انتقضت بغداد عمر انها * عن رأى لا ذاك و لا هذا هدما و حرقا قدا باد اهلها * عقوبة لاذت به من لاذا ما احسن الحالات ان لم تعذ * بغداد فى القله بغدا ذا يعنى آيا كوچ كردن از دو طرف بغداد تسريع شده است يا چه شده ؟ مگر نمىبينى كه فتنه چگونه فتنهجويان را برانگيخته و با اتحاد آنها مردم پراكنده شدهاند . آبادى بغداد متزلزل شد . اين ويرانى بميل اين و آن واقع نشده . ويرانى و آتشسوزى مردم بغداد را نابود كرد . اين يك نحو كيفر و اين كيفر به آنها رو كرد . چه نيكو بود اين حالت اگر بغداد با اين كم و كاست ديگر بغداد نشود . ( اين اشعار بسيار مبتذل و بىمايه است علاوه بر آن غلط است زيرا همزه اهلها را به صورت وصل آورده و از مؤلف تعجب مىكنيم چگونه آنها را نقل كرده و حال اينكه بهتر از آن هم بود . طبرى هم بسيارى از اشعار سست را نقل كرده است ) . طاهر محلاتى كه مردم آنها را اطاعت نكردند همچنين شهر منصور ( بغداد كهنه ) و بازارهاى كرخ و خلد را « دار النكث » ( محل عهد شكنى ) ناميد . املاك كسانى كه